تدارک کربلا
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 13:53
این روزها حال هوای دیگه ای دارم از طرفی در تدارک رفتن هستم و از طرف دیگر نگران خانواده که به دلیل تحصیل محمد امین مقدور نبود که آنها را با خود یا به شهرستان به کنار خانواده همسرم بفرستم البته احتمال این که در ایام غیاب بنده خانواده همسرم مهمان خانه ام باشند وجود دارد نگرانی به اندازه ای بوده که باره...
مراسم سالگرد مرحوم (محمد.م)
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 10:49
با سلام : صبح پنج شنبه (28 مرداد سال 95) چندین مرتبه با همسرم در ارتباط بودم ،بر سر دوراهی که مراسم سالگرد (محمد.م) بریم یا دوری راه و کار را بهانه کنیم و خستگی تن را نخریم .ساعت 11 بود که تصمیم به رفتن گرفتم، ساعت 16 به مسجد رسیدیم بعد از ملاقات با فرزندان مرحوم (رضا ،عباس،اصغر،اکبر،مرتضی و مصطفی )...
خاطرات شمال
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 10:49
با سلام: حدود سال 87 بود من و همسرم زندگی خوب و ساده ای داشتیم و به دلیل وام های متعدد و حقوق پایین کارمندی با دریافت ماهیانه 70 هزار تومان قادر به زندگی با شرایط عادی نبودم ،از طرفی من و همسرم عاشق مسافرت بودیم در یکی از روزهای تابستان مثل همیشه به یک باره تصمیم به مسافرت به شمال کشور را گرفتیم ،هم...
مسافرت شمال
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 10:49
سلام :یک شنبه (21 شهریور ) مرخصی گرفتم، صبح فردا به سمت همدان حرکت کردم پس از حضور در گنج نامه و تپه عباس آباد شب را به منزل باجناق رفتیم جای شما خالی خواهر زن در حال تهیه رب گوجه بوده و ما از رب در حال جوشش مقداری مصرف کردیم و املتی نیز میل نمودیم، روز سه شنبه صبح زود راهی استان قزوین شدیم شهر زیبا...
آشفتگی ذهنی
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 10:48
با سلام : چند وقتی است که بی دلیل از نوشتن بیزارم ،حسش را ندارم و این مطالب را نیز برای ماندگاری خاطراتم نگارش می کنم ، خانواده ام چند روزی در ایام تعطیلات به قصد انجام صلحه رحم و استفاده از ایام تعطیل (تاسوعا و عاشورا ) بنده را تنها گذاشته اند، البته به نظرم هر چند دوری از عزیزان بسیار سخته ولیکن م...